پست‌ها

کوتاه نوشتِ تاریخ موسیقی ایران زمین (بخش سوم)

پیمان پورشکیبائی (نویسنده ، پژوهشگر و آموزگار موسیقی)

 

دوران صفویان نیز دوره‌ای ست که موسیقی گسترش نیافته و خنیاگران راهی جز ماندگاری در تنگناهای پیش آمده را ندارند.پشتوانه‌ای آزاد اندیش همچون ساسانیان را ازدست داده‌اند و هجوم وحشیانه و ددمنشانه لشگریان عرب و مغول آنچه را به گونه‌ی نگارش و دست آفریده داشته‌اند از ایشان به آتش نادانی سوخته­اند. از این تاریخ دیگر کتابی ارزشمند در این باره به نگارش در نیامده است.تنها در دوران شاه عباس اول فرزند سلطان محمد خدابنده ، برای آبادانی سرزمین کوشش‌هایی انجام شد . رگه‌هایی از موسیقی دوباره جان گرفت چرا که شاه خود از این هنر ناب به شگفتی می‌آمد و آن را دوست داشت. سازهای این دوران تار،کمانچه، نی لبک، قره نی، دایره تنبک بودند که با همراهی رقصندگان زیباروی موی چلیپا به رامشگری می‌پرداختند.از نوازندگان به نام این دوران میر فضل الله تنبور نواز،احمد کمانچه‌ای،شاه مراد خونساری و حافظ احمد قزوینی را می‌توان نام برد.

در این دوران آنچه از هر چیز دیگر در موسیقی پر رنگ‌تر دیده می‌شود آیین‌های سوگواری برای امامان و شهدای کربلاست که به گونه‌ای نمادین با اجرای شبیه خوانی یا تعزیه و آواز خوانی و سازهایی همچون نی، دهل، طبل، سنج و ریتم سینه زنان انجام می‌شد.

هوشمندی ایرانیان در این دوران نگهداری از برخی  ملودی‌های کهن در این آیین‌هاست که به شبیه خوانان یا تعزیه خوانان سپرده شد تا به گوش مردم برسانند.روضه خوانان در این دوره پا به میدان گذاشتند و نقاره زنی دوباره جان گرفت .ساخت تصنیف بر پایه اشعار عروضی نیز در این دوران دیده می‌شود.

 

اتاق آکوستیک اجرای موسیقی در عالی قاپو

 

در دوران شاه سلطان حسین  نیز رواج ادعیه،سحر و جادو و خرافات به اوج خود می‌رسد و دوران آزار رساندن و بد دانستن موسیقی از سوی متشرعین و فقها و متعصبین مذهبی آن دوران فرا می‌رسد و پایه دشمنی و برچسب‌های گوناگون به خنیاگران پی­ریزی می‌شود تا جایی که خنیاگران و رامشگران دانا در ابراز هنر خود از ترس این نادانان و نابخردان پرده­پوشی می‌کنند وبرخی زادگاه خود را به سوی هند و دیگر کشورها ترک می‌کنند.

با هجوم محمود افغان نیز ایران دستخوش تنشی دیگر شد و با چپاول افغان‌ها بسیاری از دستاوردهای بازآفرینی شده ایرانیان به ویژه در اصفهان و شیراز نابود شد یا به تاراج رفت.

در دوران نادرشاه نیز هیچ رویکردی به این هنر دیده نمی‌شود.تلاش نادر با روندی که در پیش روی خود داشت بیشتر به ساختن ارتشی قدرتمند گذشت تا بتواند ایران را از دست لاشخوران و کرکس‌های تشنه به خون آزاد سازد پس این هنر تنها در پستوخانه­ها و در بین خود مردم سینه به سینه و با ترس از گزندهای پیرامون درجا می‌زد.از نادر در این میان تنها به اینکه او دوست داشته برای وی از داستان‌های شاهنامه بخوانند بسنده شده است.

در دوران کریمخان زند(وکیل الرعایا) که آوازه‌ی دادگری و بخشش‌های او در تاریخ پیچیده است ناگزیر به بازسازی و رسیدگی به دردمندی مردم ایران گذشته است.در این دوران جانی دوباره به موسیقی دمیده می‌شود که آن هم کوتاه است و تنها به آن می‌رسد که این خنیاگران کمی از پستوها خارج شوند.با کنکاش در این دوران نیز چیزی یافت نمی‌شود که زبانزد یا دستان شده باشد و تنها در رستم­التواریخ نام چند زن خواننده برده شده است. از دیگر برجستگانی که این هنر را نیز فراتر از آنچه بدان آگاه بودند یکی میرزانصیر­اصفهانی و دیگری مشتاق علیشاه اصفهانی بوده‌اند.در نوشتارها نیزآمده است که سیم سوم سه تارکه امروزه بنام سیم مشتاق نیز کاربرد دارد از آفرینش‌های اوست.

در دوران قاجار که زمان زیادی از دوران زیبای موسیقیایی می‌گذرد رویکردهای نوینی به این هنر می‌شود.در این تاخت و تاز و تاراج و از هم گسیختگی‌ها  از هنر پیشینیان چیز زیادی باقی نمانده بود تا خنیاگران بتوانند ساخته و پرداخته کنند .پس برآن شدند تا روش‌هایی دیگر بیافرینند و پژوهش و گردآوری کنند تا این دستاورد شکوهمند آدمی از میان نرود. تاریخنگار تاریخ عضدی دوتار زدن و شاهنامه خوانی آقا محمد خان قاجار را گزارش کرده است.پس از وی نیز برادرزاده وی باباخان نقاره خانه را به دیگر سراهایی همچون ضرابخانه ، زنبورکخانه، یساولخانه و…افزود.در این دوران از هر سوی که بنگریم هنر خنیا همچنان دوران فرود دارد و تنها در زمان ناصرالدین شاه است که چون خود دستی بر هنر داشته نگاه به موسیقی در سایه گشت و گذار او به اروپا و دانستن ارزش موسیقی آن هم ابتدا در شاخه نظامی رنگی دیگر می‌یابد.تاریخنگاران با اینکه از پایان دوران صفوی رگه‌هایی از موسیقی دستگاهی را کم و بیش یافته‌اند اما آنچه بدان باور دارند آغازموسیقی دستگاهی و به گونه‌ای ردیف کردن آن را از دوره پادشاهی فتحعلیشاه و محمد شاه می‌پندارند. روزه خوانی ، تعزیه یا شبیه خوانی ،نوحه و مرثیه و دسته گردانی با نواهای کهن برای نیایش‌ها و سوگ خاندان امامان دوباره جان گرفت. نوای نقاره که پیشینه‌ای دراز دارد و برای سپاس از دمیدن و باز رفتن خورشید زده می‌شد  باز شنیده شد. دسته‌های خواننده و نوازنده در این دوران نیز رو به افزونی گذاشت و دسته‌هایی همچون دسته مؤمن، کریم ،گل رشتی،طاووسی و … یادگار این دورانند.

 

دسته نقاره چی ها دوران قاجار

 

خنیاگران بزرگ و بی مانندی در دوران ناصرالدین شاه که از دیگر پادشاهان قاجار روشنفکرتر می‌نمود بر آن شدند تا آنچه از موسیقی این مرز و بوم برجای مانده بود و سینه به سینه به دیگری سپرده شده بود را فراگرفته و با دانش روز هماهنگ کرده به دیگران بیاموزند. میرزا­عبدالله و آقا حسینقلی که فرزندان آقاعلی اکبر فراهانی بودند هریک در این راستا کوشیدند و با گردآوری آنچه خنیاگران می‌نواختند یا می‌نامیدند را همانند آوازها، مقام‌ها و گوشه‌ها به گونه‌ای امروزین آراستند که ردیف موسیقی نام گرفت. در این دوران کارهای بسیار ارزشمندی در دوباره بارورکردن این هنر به فرجام رسیده است. آموزش دسته موزیک نظامی به روش اروپایی با نگرش و دیدگاه‌های بزرگمردی چون امیرکبیر انجام گرفت  و مدرسه موزیک در دارالفنون به راه افتاد و آوانگاری اروپایی نیز دستاورد این دوران است.از آموزگاران به نام این مدرسه مسیولومر و از شاگردان وی می‌توان به سلیمان خان ، یوسف­خان و غلامرضا خان سالار معز،ارسلان­خان ناصر همایون، ابراهیم آژنگ و نصرالله مین باشیان اشاره کرد .

کار ارجمند و بسیار ارزشمند دیگری در این دوران روی داد . کلنل علی نقی خان وزیری پس از فراگرفتن آوانگاری موسیقی، آنچه میرزا عبدالله و آقا حسینقلی انجام داده بودند را به نگارش کشید و مانا ساخت و برای موسیقی ایران نظریه پردازی کرد و تئوری موسیقی نوشت. وزیری خود دراین باره یادکردهای خود را به نگارش درآورده که در کتاب سرگذشت موسیقی ایران به قلم شیوای زنه یاد روح الله خالقی می‌توانید بخوانید. درویش خان پیش درآمد را با نگاه به راوشن­های باستانی آفرید و به موسیقی افزود. عارف قزوینی نخستین کنسرت‌های سیاسی را با تصنیف و ترانه‌های ملی میهنی به اجرا درآورد. نخستین تصنیف پردازی،ترانه خوانی،دوبیتی خوانی و چهارپاره خوانی ،رِنگ و ضربی نوازی، ساخت سرودهای نظامی،برگزاری کنسرت و ..دستاورد این دوران است. بخش‌هایی از موسیقی دوران قاجارضبط نیز شده است که به عنوان گنج سوخته در دسترس است. از نوازندگان به نام این دوران نیز می‌توان به سنتورخان، خوشنوازآقا، آقا علی اکبر فراهانی حبیب سماع حضور،علی اکبر خان شاهی و … را از دوره ناصری اشاره کرد . سازهای به کارگرفته شده در این دوران کمانچه، سنتور، تار، نی، تنبک و سه تار ، تنبور ، پیانو ، قانون و … است .

 

جمعی از نوازندگان گرد میرزا عبدالله

 

   دوران پهلوی دیگر دورانی نیست که بتوان با پیشرفت همسو نشد و می‌بایست ایران با دستافریده های خود گامی پیش نهد تا همسو با جهانیان به پیش رود.در سال هزار و سیصدو دو مدرسه عالی موسیقی آغاز به کار کرد. در سایه و دامان استادانی بنام همچون کلنل علی نقی خان وزیری،درویش خان، مرتضی خان نی داوود، علی اکبرخان شهنازی ، رضا محجوبی،طاهرزاده و … هنرجویان به نامی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا و نورعلی خان برومند، بنان، قمر، روح انگیز و… رشد یافتند. پس از آن نیز هنرستان و دانشگاه هنرهای­زیبا به پرورش هنرآموزان پرداختند. با آمدن رادیو و تلویزیون به ایران نیاز به ساختن برنامه‌ها افزون شد و موسیقی نه تنها هنر که صنعت پولسازی نیز شد.تالار رودکی و چندین تالار دیگر برای برگزاری کنسرت ساخته شد که در این راه پشتیبانی دست اندرکاران در خور ستایش است.

از سویی نیز در سایه مردی که او را پدر سازسازی نوین ایران می‌خوانند استاد ابراهیم قنبری مهر همه سازهای ایرانی برای بهینه شدن با پژوهش ایشان به ساخت دوباره درآمد و بسیاری از سازها همانند رباب، قیچک یا سرود ، چنگ ،تار، سه تار، بربت و…دوباره ساخته شد و در دست خنیاگران جانی تازه یافت و نوایش گوش ارکستردوستان را به شنیدن نوای خوش واداشت.

بدین روی این رشته زیبا دوران خوبی را سپری ساخت و در سایه وزارت فرهنگ و هنر که نگاه پشتیبان کننده و پیشرو داشت در رشته‌های گوناگون موسیقی به پیش می‌رفت.برای نخستین بار در ایران به سال هزارو سیصدو چهل و هفت مجله موزیک و مجله موسیقی در دسترس همگان بود و خنیاگری برای مردان و زنان فراگیر شد و نه تنها موسیقی ملی و شهری که موسیقی بومی را نیز در جای جای ایران در بر گرفت. پژوهش‌های گوناگون موسیقی گسترش یافت و مردم دانش پژوهی که تشنه این راه بودند برای پیشبرد این هنر گام برداشتند.

 

رادیویی قدیمی

 

در روزگاران ما سال‌هاست که نگاه‌های گوناگونی به این هنر شده است.دستاوردهای این دوران در بخش موسیقی در دهه نخست که جنگ نابرابری به سرزمین ما روا داشته شد به نواپردازی سرودهای ملی میهنی و ارزش گذاری بر موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی بومی با سازهای کهن ایرانی بوده است.پس از آن نگاهی که ریشه در گوناگونی باورها و برداشت‌ها از این هنر دارد به  این گستره‌ی آسمانی که مانایی و جاودانگی‌اش را از ایزد یکتا دارد، آن را به گونه‌ای دست و پا بسته ساخته است. همچنین دستاوردهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این راستا با برگزاری جشنواره‌های موسیقی در سرتاسر کشور یا برگزاری کنسرت‌های گوناگون در دیگر کشورهای جهان و پژوهش‌های بی شماری که در دانشگاه‌ها و از سوی دلسوختگان این هنر برتر انسانی انجام می‌گیرد در خور ستایش است.

همان­گونه که گفته شد در این نوشتار روش نگارشی را در پیش گرفتیم که خواننده بتواند نگاهی ویژه به درخت کهنسال تاریخ موسیقی سرزمین شکوهمندمان ایران داشته باشد و میوه تاریخ موسیقی را باورمندانه و زیبا بچشد تا بتواند آن را برای دیگران داستان­گونه بازگو کند. اما آنچه همه‌ی ما ایرانیان آرزومند آن هستیم همان است که استاد امیری فیروزکوهی نگاشته‌اند:

                                  آه ای موسیقیِ عرشی سرود                 از کجایِ عرش می‌آیی فرود

                                 چون فرود می­آیی از آفاقِ عرش             می‌بری بالا مرا تا ساقِ عرش

                                 با کمند  نورِ ماه  آسمان                       از مکانم می‌بری تا لامکان

                                  با پرو بال توای رشک مَلَک                  عرصه گامی است تا بامِ فلک

                                  هر رگ جان رشته‌ای از ساز توست         جان سِپَند شعله آواز توست

                                 جان پناهی در نبرد زندگی                     عافیت بخشی ز درد زندگی

                                گوی‌ام بشنو ز درد روزگار                      از جهان نه پود بگذارد نه تار

                                پس رها کن قیل را و قال را                   وقت را دریاب و نقد و حال را

منابع

1- سرگذشت موسیقی ایران (روح الله خالقی)

2- فرهنگ دهخدا(علی اکبر دهخدا)

3- فرهنگ سازها (حسینعلی ملاح)

4- تاریخ موسیقی ایران زمین(حسن مشحون)

5- تاریخ موسیقی خاور زمین ایران بزرگ و سرزمین­های مجاور(هنری جرج فارمر)

6- موسیقی رادیو و نقش مدیریت (ایرج برخوردار)

7- کتاب سال شیدا( مجموعه مقالات ،محمد رضا لطفی)

8- الموسیقی الکبیر(ابونصر فارابی)

9- مقاصدالالحان(عبدالغادر مراغی )

10- گام­های گمشده (مرتضی حنانه)

11- مبانی اتنو موزیکولوژی موسیقی­ شناسی تطبیقی(محمد­تقی­ مسعودیه)

 

 

 

سایر بخش های مقاله کوتاه نوشتِ موسیقی ایران زمین در ذیل این مطلب آمده است:

بخش اول و بخش دوم.

کوتاه نوشتِ تاریخ موسیقی ایران زمین (بخش دوم)

پیمان پورشکیبائی (نویسنده ، پژوهشگر و آموزگار موسیقی)

 

ازخنیاگران برجسته این دوران باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین، سرکش، آزادوارچنگی،گوسان نواگر را می‌توان برشمرد.باربد در دستگاه خسروانی ارج و جایگاهی ویژه داشت و او را بربت­نواز و آهنگسازی با نوای خوش می‌دانند. از افسانه‌های یاد شده در ایران خبر مرگ شبدیز اسب خسرو پرویز بود که تنها کسی که توانست با خنیاگری و نوای خوش و آهنگین خویش این خبر را به گوش خسرو برساند باربد بود. باربد هوشمندانه آوازی می‌سراید که خود پادشاه می‌پرسد:” شبدیز مرد” و باربد می‌گوید:” آری “و بدین سان پادشاه چون خود این سخن را بر زبان رانده بود نمی‌توانست کسی را برای آوردن این خبر شوم نکوهش کند.

گفته‌اند که باربد برای هر روز آهنگی ساخته که به هفت خسروانی شهره شده است و برای هر روز از سی روز ماه که سی لحن باربد نام گرفته و همچنین برای سیصد و شصت روز از سال اوستایی نیز آهنگ ساخته است.استاد نظامی گنجوی در سروده‌ای نام این آهنگ‌ها را آورده است:

 

در آمد باربد چون بلبل مست

گرفته بربطي چون آب در دست

ز صد دستان که او را بود در ساز

گزيده کرد سي لحن خوش آواز

ز بي لحني بدان سي لحن چون نوش

گهي دل دادي و گه بستدي هوش

به بربت چون سر زخمه در آورد

ز رود خشک بانگ تر در آورد

چوباد از گنج باد آورد راندي

ز هر بادي لبش گنجي فشاندي

چو گنج گاو را کردي نواسنج

برافشاندي زمين هم گاو و هم گنج

ز گنج سوخته چون ساختي راه

ز گرمي سوختي صد گنج را آه

چو شادروان مرواريد گفتي

لبش گفتي که مرواريد سفتي

چو تخت طاقديسي ساز کردي

بهشت از طاق‌ها در باز کردي

چو ناقوسي و اورنگي زدي ساز

شدي اورنگ چون ناقوس از آواز

چو قند از حقه کاوس دادي

شکر کالاي او را بوس دادي

چو لحن ماه بر کوهان گشادي

زبانش ماه بر کوهان نهادي

چو برگفتي نواي مشک دانه

ختن گشتي ز بوي مشک خانه

چو زد ز آرايش خورشيد راهي

در آرايش بدي خورشيد ماهي

چو گفتي نيمروز مجلس افروز

خرد بي خود بدي تا نيمه روز

چو بانگ سبز در سبزش شنيدي

ز باغ زرد سبزه بر دميدي

چو قفل رومي آوردي در آهنگ

گشادي قفل گنج از روم و از زنگ

چو بر دستان سروستان گذشتي

صبا سالي به سروستان نگشتي

و گر سرو سهي را ساز دادي

سهي سروش به خون خط باز دادي

چو نوشين باده را در پرده بستي

خمار باده  نوشين شکستي

چو کردي رامش جان را روانه

ز رامش جان فدا کردي زمانه

چو در پرده کشيدي ناز نوروز

به نوروزي نشستي دولت آن روز

چو بر مشگويه کردي مشگ مالي

همه مشگو شدي پرمشک حالي

چو نو کردي نواي مهرگاني

ببردي هوش خلق از مهرباني

چو بر مرواي نيک انداختي فال

همه نيک آمدي مرواي آن سال

چو در شب بر گرفتي راه شبديز

شدندي جمله آفاق شب خيز

چو بر دستان شب فرخ کشيدي

از آن فرخنده‌تر شب کس نديدي

چو يارش رای فرخ روز گشتي

زمانه فرخ و فيروز گشتي

چو کردي غنچه کبک دري تيز

ببردي غنچه کبک دلاويز

چو بر نخجيرگان تدبير کردي

بسي چون زهره را نخجير کردي

چو زخمه راندي از کين سياووش

پر از خون سياووشان شدي گوش

چو کردي کين ايرج را سرآغاز

جهان را کين ايرج نو شدي باز

چو کردي باغ شيرين را شکربار

درخت تلخ را شيرين شدي بار

نواهایي بدين سان رامش انگيز

همي زد باربد در پرده تيز

بگفتا باربد کز بار به گفت

زبان خسروش صدبار زه گفت

چنان بد رسم آن بدر منور

که بر هر زه بدادي بدره زر

به هر پرده که او بنواخت آن روز

ملک گنجي دگر پرداخت آن روز

به هر پرده که او بر زد نوایي

ملک دادش پر از گوهر قبایي

زهي لفظي که گر بر تنگ دستي

زهي گفتي زهي زرين به دستي

درين دوران گرت زين به پسندند

زهي پشمين به گردن وا نبندند

ز عالي همتي گردن برافراز

طناب هرزه از گردن بينداز

به خرسندي طمع را ديده بر دوز

ز چون من قطره دريایي در آموز

که چندين گنج بخشيدم به شاهي

وز آن خرمن نجستم برگ کاهي

به برگي این سخن را راست کردم

نه او داد و نه من درخواست کردم

مرا اين بس که پر کردم جهان را

ولي نعمت شدم دريا و کان را

نظامي گر زه زرين بسي هست

زه تو زهد شد مگذارش از دست

بدين زه گر گريبان را طرازي

کني بر گردنان گردن فرازي

 

بی­گمان نام یا نوای سینه به سینه برخی از گوشه‌های ردیف دستگاهی اکنون موسیقی ایران همچون مهربانی، نوروز، تخت طاقدیس و ناقوس و…  به یادگار مانده از دستان های باربد است که برخی در ستایش پادشاهان دادگر ، در ستایش بهار و زیبایی دشت و دمن ، برخی نوش و خرمی و کامرانی و یا سرودهای آیینی هستند.

در این دوران طلایی و شکوفایی موسیقی ایران سازهای بسیاری نیز ساخته شده و بکار گرفته شده است. از این میان می‌توان از سازهای بادی ،کوبه‌ای، زهی و… ، همانند بربت یا عود، نای ،تنبور، مزمار، چنگ، زنگ یا زنج، سنتور، سیاه نای، سورنای، نفیر، نی انبان، ارغنون، تاس، طبل‌های گوناگون، چنبر، شیپور، دار، چغانه، نقاره و …نام برد.

موسیقی ایران پس از ساسانیان و حمله اعراب و در دوره اسلامی بیشتر با فرود همسان بوده است.گرچه همین فرود برای فراز یافتن و ماندگاری آن سینه به سینه دوام یافت و تا به امروز ماناست. اعراب نیز برای جنگ رَجَز خوانی می‌کردند و برای بزم‌های خود غِنا می‌خواندند.دستاورد ایرانیان برای اعراب در آغاز راه ، سازهایی بود همچون دایره و نی که به اعراب ارمغان داده شد تا با آن بتوانند به آیین‌های خود رنگ آهنگین ببخشند. اعشی بن قیس از ایرانیان ساز آموخت و اعراب را با سازهای دیگر آشنا کرد. از دیگر موسیقیدانان این دوره که نزد ایرانیان آموزش دیدند سعیدبن مسجح، علی بن هشام وعبدالله بن سریج،یونس کاتب،…می‌توان نام برد.

برای آنکه از شعر دور نمانیم باید گفت آنچه که ایرانیان از اعراب آموختند نیز بسیار درخور ستایش است. علم عروض که علم تکرار برخی از افاعیل است را نیز ایرانیان فراگرفتند و با هوشمندی خود و دگرگون کردن ساختارآن  هوشمندانه از آن بحوری نو آفریدند مانند بحر قریب، مشاکل و رباعی که ویژه‌ی پارسیان است. آنچه شما باید بدانید این است که اوزان عروضی چون دارای تکرار هستد در موسیقی نیز رویکرد خود را نشان می‌دهند و موسیقی نیز در این تنگنا ناگزیر به تکرار است.

در این دوران که عباسیان نیز دیوان سالار بودند موسیقی با رَوَندی بر شعر عروض استوارتر شد و شکوه پارسی سُرایی گذشته خود را نداشت. در گوشه وکنار با برخاستن و پیروزی یعقوب لیث و برگشت زبان دری به جای زبان عرب ، بیان موسیقایی و شعری جانی تازه یافت.

منصور خلیفه عباسی بیش از هر چیز به برگردان کتاب‌های گوناگون به زبان عرب تلاش ورزید و عبدالله مأمون با آزاد اندیشی بهتری که داشت با برگزیدن بزرگمردان ایرانی به کار، دست آنان را برای کارهای فرهنگی باز گذاشت و با این کار به بارورکردن تمدن و فرهنگ اسلامی که ایرانیان بیشترین کارکرد و کوشایی و نوآوری را در آن داشتند به یادگار گذاشت.ترجمه کتاب‌های موسیقی هند و یونان ارمغان این دوران است. بسیاری  ریشه دشمنی با موسیقیدانان و خنیاگران را از این دوران می‌دانند که ارجمندی این خنیاگران نزد خلفای عباسی  بیش از دیگران بود. خلفای عباسی شیفته‌ی خوشگذرانی ، باده پیمایی و بزم‌های این چنینی با موسیقی و پایکوبی بودند. از موسیقی دانان این دوران ابراهیم بن ماهان موصلی، اسحاق موصلی ، زریاب، منصور زلزل، ابو جعفر محمدبن حارث ، ابوالعباس سرخسی را می‌توان نام برد.

این دوران کم و بیش می‌گذرد و در فراز و فرود تاریخ و در میان جنگ و آشتی و شکیبایی ایرانیان، دستاوردی چند از کتاب‌ها و برگردان‌ها و کاوش‌ها دوام می‌یابد. ایرانیان پویایی خود را در سایه سختی‌ها از دست نمی‌دهند و همچنان چراغ علم و فرهنگ را برای پاسداشت پیشینیان خود با شمع جان خویش روشن نگاه می‌دارند و امپراتوری فرهنگی را جایگزین امپراتوری جغرافیایی می‌کنند.

   ابوبکر محمدبن زکریای رازی  کتاب فی جمل الموسیقی، ابونصر محمدبن محمد فارابی ( معلم ثانی)، کتاب الموسیقی الکبیر،اخوان الصفا رساله‌ای  به نام رساله فی الموسیقی،ابو عبدالله محمدبن کاتب خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم ،ابوعلی حسین بن عبدالله سینا رساله به نام نجات ،ابوالحسن طاهربن زیله اصفهانی کتابی به نام الکافی فی الموسیقی به نگارش درآورده‌اند که به یادگار از آن روزگاران است.از دیگر پژوهشگران موسیقی نیز می‌توان به ابوالحسن بهمنیار، ابوالوفای بوزجانی، حکیم عمر خیام نیشابوری، امام فخر الذین طبرستانی رازی، ابو جعفر حکیم بن احوص سغدی سمرقندی را نام برد.

هجوم ددمنشانه مغول به ایران کاخ آمال و آرزوهای این سرزمین پهناور و نامدار را آنچنان دستخوش باد خزان ساخت که آنچه دوست و دشمن در سایه امید و نامیدی فراهم آورده بودند به آنی از بین برد و آتش پاک به دست ناپاکان افتاد و دودمان همه را به آتش کشید.این دوران ، سیاه‌ترین دوران تاریخ این مرز و بوم است.اما باز ایرانیان از پای ننشستند تا با چاره جویی و یاری از ایزدان خویش با شکیبایی و جانفشانی خود به مغولان درس‌ها آموختند.این دوران، آیین تصوف به یاری ایرانیان شتافت.مولانا جلال الدین محمد بلخی زاییده و پرورش یافته در این دوران است.تصوف و رواج موسیقی و سماع در این روزگاران اندکی آلام ایرانیان رنجکش را آرام بخشید. خواجه نصیرالدین طوسی ریاضی دان و ستاره شناس بزرگ ایرانی در موسیقی نیز رساله نوشت و محمود ابی بکر شروانی و صفی الدین ارموی نیز در این دوران به پژوهش و نگارش رساله درباره موسیقی پرداختند. از دیگر ایرانیانی نیز که در این راه کوشا بودند می‌توان عبدالمومن اصفهانی، محمد شاه اربابی، قطب الدین شیرازی ، شمس الدین محمدبن محمود آملی رانام برد.

در دوره‌ تیموریان تا پیش از دوران صفویان نیز ایرانیان مجالی نیافتند تا بر این گستره‌ی دانش ، بال و پریابند و به پرواز درآیند.اما عبدالقادر مراغه‌ای شاعر، خوشنویس و خواننده و نوازنده برجسته عود در این دوران کتاب مقاصد الاالحان را برای ایرانیان به ارمغان گذاشته است.او آخرین کسی است که درباره موسیقی از دوران کهن کتاب به نگارش درآورده است.سپس فرزند او جامع الاالحان را با نگاهی دوباره به کارهای پدر به چاپ رساند و نوه او محمد مراغه‌ای نیز کتابی نوشت بنام مقاصد الدوار که در کتابخانه نوری عثمانیه در قفسه است. از موسیقیدانان این دوران می‌توان به خواجه رضی الدین رضوانشاه خواننده و تصنیف ساز، خواجه قل محمد می‌چکی و از شاعران به نامی چون سعدی  استاد سخن، حافظ شیرازی و جامی نام برد.

 

 شرح ادوار( تقسیم بندی دساتین) عبدالقادر مراغه ای

 

ادامه مقاله در بخش سوم(پایانی)

 

همچنین بخوانید:

بخش اول مقاله کوتاه نوشتِ موسیقی ایران زمین.

 

کوتاه نوشتِ تاریخ موسیقی ایران زمین (بخش اول)

پیمان پورشکیبائی (نویسنده ، پژوهشگر و آموزگار موسیقی)

 

موسیقی هنری است ناب و شگفت که آدمی را بیش از هر هنر دیگری دست خوش شورمندی،سرمستی، آرامش یا غم می‌سازد. به راستی این پدیده سرشار از جاودانگی و عشق تنها از سوی دادار بی همتاست و ارمغانی بی­مانند برای انسان خاکی است. هنر پایکوبی ، خواندن و موسیقی، با زاده شدن آدمی و برداشت زیباشناسانه و نیازمند او از دنیای پیرامون رَنگ و کِرشمه یافت تا تار و پود زمین از آواهای زیبا جاودانگی یابد.

آواز ، پایکوبی و شعر پیش از هر چیز در سرشت آدمی او را برآن داشت تا آنچه را می‌خواهد از آگاه و ناآگاه خویش به روشی که زیباست به دیگران ارمغان دهد تا از آنچه خود از آن بهره­مند شده به آنان نیز بچشاند. گویی این سه برای ابراز کم بود و با اندیشه برآن شد تا همراهی برگزیند که بهتر بتواند به هم­خویشان خویش برداشت زیباشناسانه خود را بفهماند . پس با خِرَد خویش، آنچه ایزدان عشق در نهاد وی به ارمغان گذاشته بود، به آفرینش ساز دست زد.

با این­که آوای انسان را نخستین و بهترین ساز می‌دانند اما آنچه از کنکاش‌های باستان شناسی گمان می‌رود آن است که از نخستین دست­آفریده‌های انسان، سازهای بادی است که از شاخ و نی ساخته شده و یا سازهای کوبه‌ای همچون طبل و سپس با آشنا شدن با نوای زِه کمان، چنگ را ساخته است که نزدیک به چند هزارسال پیشینه دارد.

ایران ما نیز از آن دسته کشورهایی است که ارمغان بسیاری از این دست آفریده‌ها را داشته و دیگرکشورها نیز از آن بهره جسته‌اند. اما چون از دوران پیشین جز گفته‌های فردوسی و تنی چند از تاریخ نگاران یونانی و رومی چیزی نداریم ناگزیر بیشتر با نگاه بر آثار برجامانده از کتیبه‌ها ، نگاره‌ها ، سنگ نوشته‌ها و … می‌توان گمان  برد که ساز از دستاوردهای مهم آن دوران نیز بوده است.

استاد توس در زمان پرداختن شعرهای حماسی در دوره اشکانیان چنین سروده‌اند:

چو کوتاه بد شاخ و هم بیخ­شان       نگوید جهاندیده تاریخ­شان

از ایشان جز از نام نشنیده‌ایم         نه در نامه خسروان دیده‌ایم

آنچه از دوره اشکانیان برجاست نام گوسان یا کوسان  است که در آن دوره به خنیاگران یا نوازندگانی گفته می‌شده که با ساز خود به داستان خواندن از شاهان دادگر و پهلوانی مردان و یا بخشی از یک رُخداد تاریخی می‌پرداختند.

در دوره هخامنشیان ایران باشکوه به رَوَند کم مانندی در داد و ستد در گستره‌ی ساتراپی خود دست یافت. آمیختن فرهنگ‌ها در آن روزگاران ارمغان دانش و کاردانی دیگران را نیز برای ایرانیان به ارمغان آورد. ایران بر شاهراه روزگاران ایستاد و با آداب، اخلاق ، زبان و فرهنگ‌ها در آمیخت ، آموخت ، بارورکرد ، افزود و هم یاد داد.

بازتاب تمدن‌های پیشین در موسیقی ایران

نقش آسیای غربی همچون بین النهرین،کلده و آشور، بابل در باستان شناسی تا اندازه‌ای پدیدار شده است. تمدن سومری‌ها در پایان قرن نوزدهم در شهر آور، گواه این نوشتار است.تمدن کلده بعدها همان است که تمدن بابل خواندندش و سومری‌ها خود سرودهایی برای خدایان خود داشتند و با ساز طبل ، چنگ و نی برای ویرانه‌های شهرهای خود غمگساری کرده و برای گشودن معابد خویش جشن و موسیقی داشتند.

آنچه از موسیقی این تمدن هَمپا با مصر که با لشگرکشی کوروش در سال 539 پیش از میلاد  و رهایی مردم از دست پادشاه بدنامش بخت­النصر به ایران رسید آواها و رقص‌ها و شناخت سازهای آن سرزمین همچون نی، نی مضاعف، چنگ، قانون چند ساز بادی، زهی، ضربی همانند فلوت و شیپور و عود و طبل بود که از سه هزار سال پیش بر جا مانده است.

   مصریان نیز در شش هزار سال پیش در بسیاری از پیشرفت‌های آن روزگار به ویژه موسیقی سرآمد بودند.آنان نیز چنگ،نی ،نی مضاعف،عود، فلوت، سیتارو طبل‌های گوناگون داشتند و ارگ را نیز از یونانیان آموختند. موسیقی گروهی در بین آنان از ارزشی ویژه برخوردار بود.ایرانیان نیز از این آموزگاران کهن درس آموخته‌اند.

   عبرانی­ها نیز سازها را با آواز همراه می‌کردند. سرودهای قوم عبرانی از مویه،جنگ،مذهب و .. سخن می گویند و آوا سر می‌دهند.این‌ها در دوره اسارت خویش در بابل شکوای آوازگونه می‌خواندند و در افسانه‌های خود دارند که داوود پیامبر با چهار هزار نوازنده به درگاه پروردگار نیایش می‌کردند. سازهای اینان نیز نی فلزی ،نی چوبی،فلوت، طبل يا شیپور شاخ،سنج، سیتار،چنگ سه وتری،بربت،سرنا،سنتور، قانون بوده است.

   یونانیان نیز در رویارویی با ایران زمین افسانه‌ها دارند. نبردهای این دو در پستوی تاریخ، بازتابی فراموش ناشدنی دارد که تا کنون نیز از آن سخن به میان است.تمدن کِرِت در جنوب یونان از تمدن‌های بسیار در خور پژوهش بوده است.مردم این جزیره از آسیای صغیر کوچ کرده بودند و با خود دستاوردی همچون تمدن‌های مصرو بابل راداشتند. یونانیان از این آبشخور بهره جستند.بازتاب دین زرتشت نیز در میان اینان دیده می‌شود که از ایرانیان آموخته بودند.

با نگاه به خدایان گوناگون در یونان همچون زئوس که خدای آسمان و رب النوع بشربود ، آپولون فرزند زئوس که رب النوع خورشید و نور و موسیقی بود که گاه او را چون کماندار و گاه نوازنده می‌پنداشتند می‌توان دریافت که موسیقی در این سرزمین بسیار ارزشمند بوده است.یونانیان نخستین کسانی هستند که موسیقی را به گونه علم نگریستند و کنکاش آنان ارمغان نگارش خط موسیقی و علم ریاضی بکار رفته در موسیقی را درپی داشت.از موسیقیدان بنام یونان لسبین پاندر است که از سروده‌های هومر نواهایی چند ساخت و با چنگ و سیتار نواخت.او بر چنگ سه وتری چهار وتر دیگر افزود و هفت درجه موسیقی برپایه گام را آفرید. برپایه نوشتار یونانی گام از گاما گرفته شده که یادآور هفت نت پی در پی­اند. یونانیان سرود و آهنگ‌های بی­شماری برای خدایان ، جشن‌ها و …خویش ساختند و سازهای آنان نیز از سازهای بادی و زهی همچون چنگ و سیتار،فلوت‌های کوتاه و بلند ،گیتار،شیپورهای بلند و خمیده و … بود.

 

                                                       آپولون فرزند زئوس خدای نور و موسیقی

 

  موسیقی ایران برگرفته از تمدن قوم آریایی‌های هند و اروپایی است که بر دیگر آریایی‌ها( آریا : نجیب، دوست و باوفا) پیشینه‌ای کهن‌تر نزدیک به چهارده قرن پیش از زادروز مسیح دارد.بیشتر پژوهشگران تاریخ کهن موسیقی ایران را به پنج دوره مادها، هخامنشیان، سلوکیان ،اشکانیان و ساسانیان بخش­بندی کرده‌اند.

   مادها نخستین دیوان سالاری را در هگمتانه بنا نهادند و پارس را نیز گرفتند تا در 550 پیش از زادروز مسیح به دست کوروش از میدان به در رفتند. از این دوره‌ها چندان چیزی در راستایی که می‌خواهیم در دست نیست جز این­که گمان بریم همانند هرچه درباره پیرامون ایران زمین گفتیم در باور خویش نیز بپنداریم.

   هخامنشیان نخستین پادشاهی بزرگ و امپراتوری آن زمان را با پادشاهی بی مانند همچون کوروش کبیر بنا نهادند.کوروش کشورهایی چون عیلام،کلده، آشور، لیدیا، فرزندش کمبوجیه مصر و داریوش کبیر بخش‌هایی از سند و پنجاب و شمال یونان را را به این امپراتوری شکوهمند ارمغان دادند. همانگونه که گفتیم این آمیختگی نژاد و فرهنگ به همراه اندیشه‌های ناب و انسان نگر کوروش کبیر و فرزاندنش کمبوجیه و داریوش کبیر به بارورشدن باورهای زیباشناسانه مردمان سرزمین ایران که قلب تپنده این امپراطوری بود کمک شایانی کرد.

 

                                            مهر سنگی با نقش یک زن پارسی چنگ نواز هخامنشی موزه بوستون

 

پرفسور پوپ آمریکایی در کتاب شاهکار صنایع ایران می‌نویسد:” در شصت قرنِ معلوم فلات ایران افکار و فنونی از خود آشکار کرده و به جهانیان داده که کمک به متمدن کردن بشر نموده و آدمی را از سقوط محفوظ داشته است : نوشتن خط، ارقام هندسی، صنایع کشاورزی، فلزکاری، نجوم و علوم ریاضی، مبداءآراء دینی و فلسفی همه از شرق نزدیک سرچشمه گرفته و سرچشمه فرهنگ شرق نزدیک، فلات ایران است.”

کهن‌ترین نگارش سرود و آواها را وَداها می‌دانند که سرودهای آریاییان ستایش خدایان آندرا، میترا، وارونا و…است. از دیگر کتاب‌ها و سرودهای ارزشمند اوستا است که بخش کهن آن گات‌ها نام دارد که سروده‌های زرتشت برای اهورا مزدا است.از دیگر نام‌های آن زمازمه که همان زمزمه است و نیز شعرا به مرغان خوش آواز زندخوان یا زند باف می‌گفته‌اند. نکته‌ی آشکار در این میان آن است که با آمدن زرتشت رویکردی ژرف بر موسیقی آیینی سایه افکنده و موسیقی آیینی رنگ دیگری به خود گرفته است.

در جای جای کتاب‌های یونانیان همچون هرودوت و گزنفون از بهره­گیری موسیقی دانان سخن به میان آمده است. گزنفون می‌نویسد­: کوروش موسیقیدانانی را برگزیده تا نزد کیاخسار فرستد، در جایی دیگر می‌نویسد کوروش هنگام نبرد با سپاهیان آشور بنابر آنچه خود استوار کرده بود سرودی را با نوای بلند با سپاهیان می‌خواند و برای آماده باش و  راه افتاد (رژه)  سپاه، شیپور نواخته می‌شد.

 

                                                       شیپور مفرغی هخامنشی موزه تخت جمشید شیراز

 

دیگر تاریخ نگاران همانند کورتیوس روفوس درباره جشن مهرگان به نوازندگان و خوانندگان اشاره کرده است و استرابوس داشمند یونانی دیگری می‌گوید :” ایرانیان بیشتر نغمه‌هایی می‌خوانند که ستودن آیین‌های پهلوانی یا ستایش ایزد یکتاست.”

سازهای این دوره نقاره، شیپور، نی، بربت، تنبک،کوس،کرنای، سرنا، دهل، جام، جلجل، تبیره،خرمهره، دمامه،خم،گاودم، ناقوس و سنج نام می‌برند.

منوچهری می‌گوید:

جلاجل زنان از صداهای زنگ       برآورد خون از دل پاره سنگ

فردوسی گوید:

بزد مهره بر جام بر پشت پیل        وزو بر شد آواز بر چند میل

در جایی دیگر گوید:

دلیران نترسند ز  آواز کوست            که آنجا دو چوبست و یکپارچه پوست

 

از دوران کهن به گونه‌ای نگارش کردیم تا بتوانید به خوبی به چند چیز بیاندیشد: نخست آن­که ایرانیان با هوش و زیباشناسی ویژه خود به موسیقی ( خُنیا ) نگاهی ژرف داشتند . دوم این­که با آفرینش سرودها، سازها و … در بارورکردن آن کوشیده‌اند. سوم این­که از موسیقی برای جشن و پایکوبی، جنگ، آیین‌های سوگ و نیایش و … بهره جسته‌اند و چهارم این­که موسیقی (خُنیا) زبانی برای بیان باورهاشان با دیگر تمدن‌ها بوده است.

   ساسانیان با اردشیر بابکان دین زرتشتی را نخستین دین برگزید و اداره کشور را که در زمان اشکانیان به گونه‌ی ملوک الطوایفی شده بود دوباره زیر پرچم ساسانی یکپارچه کرد. تاریخ نگاران از این دوران به نام  شکوهمندترین دوران صنعت و هنر یاد کرده‌اند که همپایه با دوران هخامنشی است.

پژوهشگر ارجمند موسیقی، حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی می‌گوید : “برای اطلاع از چگونگی موسیقی در این دوره ناگزیر باید به ادبیات و رکن اساسی آن یعنی شعر پرداخت چه در قدیم شعر و موسیقی توام بوده است. مقصود از شعر در این دوره سخنی است که از تعدادی هجاء یا سیلاب مرتب و معین ترکیب یافته باشد.گات‌ها در حقیقت کهن‌ترین شعر پارسی است و بر عقیده پاره‌ای از محققان واژه گاه در سه گاه یا چهارگاه و پنج­گاه از همین واژه گات آمده است”.

استاد مشحون درست می­گویند و آنچه ما باید بدانیم نقش شعر در ساخته شدن ملودی و موسیقی است. در شعرهای کهن همانند سرود ستایش درخت نور، سود کرکوی،یادگار زریران این گونه شعر، موسیقی ویژه خود را داشت و دارای وزن و قافیه‌ای مرتب نبود. اما در دوران ساسانی شعر به گونه‌ای هجایی شد.در دوره اسلامی از گونه هجایی نیز درآمد و بر گونه عروضی سروده گشت.

ساسانیان برای شعر و موسیقی ارزشی ویژه نهادند و در این دوران رامشگران بسیاری به دربارساسانی راه یافتند.در این روزگار موسیقی، ترانه، آواز، راوشن (پیش درآمد امروزی)،دستان ها ساخته پرداخته گردید و هریک نامی ویژه یافت.

بهرام گور که شیفته‌ی موسیقی بود دوازده هزار نوازنده از هندوستان به ایران آورد و به سراسر ایران زمین فرستاد تا به مردم سرزمین خویش سرور و شادمانی ارمغان دهد. این نوازندگان را در ایران لولی ، لوری و سوری یا کولی می‌نامیدند.

نظامی گنجوی سروده است:

شش هزار اوستاد و دستان ساز             مطرب و پایکوب و لعبت باز

گرد کرد از سواد هر شهری                 داد هر بقعه را از آن بهری

تا به هرجا که رخت کش باشند            خلق را خوش کنند و خوش باشند

نقش چند نوازنده بر روی جامی از نقره دوران ساسانیان

 

ادامه مطلب در بخش دوم و بخش سوم(پایانی) مقاله.